فراموشی چگونه اتفاق می افتد

فراموشی چگونه اتفاق می افتد؟

همه ی ما در زندگی روزمره خود مواردی را سراغ داریم که نتوانسته باشیم مطلب ، اسم فرد یا مکان خاص و یا اطلاعات دیگری را به خاطر بیاوریم. شاید بسیار پیش آمده باشد که مدت ها به دنبال دسته کلید یا دیگر وسائل شخصی خود گشته باشیم. همه ی این ها جزئی از اختلال در عملکرد حافظه را نشان می دهد که تحت تأثیر عوامل مختلف ممکن است به وجود بیاید. این عوامل هرچه باشد، آن  چه که برای ما پیش آمده این است که نتوانسته ایم به اطلاعاتی که مطمئن از دانستن آن ها هستیم، دست پیدا کنیم. به عبارتی ما نتوانستیم به اطلاعاتی که قبلاً در حافظه ذخیره کرده ایم، دسترسی پیدا کنیم؛ این پدیده ای است که همه آن را با عنوان «فراموشی» می شناسیم. در واقع فراموشی یک مفهوم کلی است که به عدم توانایی انسان در به خاطر آوردن رویدادهای مختلف اشاره دارد.  فراموشی در امور مختلف و سنین مختلف و برای همه ی  افراد اتفاق می افتد. موضوعی که این مقاله به دنبال تشریح آن است و اغلب به عنوان یک مسئله خود را نشان می دهد این است که چیزی که اغلب ما از آن تحت عنوان فراموشی یاد می کنیم در واقع به ناتوانی ما در یادآوری اطلاعات از حافظه ی بلند مدت، نه بر حذف شدن اطلاعات از حافظه ما اشاره دارد . بنابراین می توانیم بگوییم که :

1 - فراموشی صد درصد تقریباً هیچ گاه اتفاق نمی افتد.

2 - می توانیم با استفاده از تکنیکهای خاصی از فراموشی اطلاعات جلوگیری کنیم.

قبل از این که بیان کنیم فراموشی چگونه و چه زمانی اتفاق می افتد و با چه تکنیک هایی می توانیم از آن جلوگیری کنیم اشاره به حافظه و یادگیری در انواع حافظه لازم است:

حافظه

حافظه بر سه نوع است؛ به عبارتی در یادگیری و فراموشی سه حافظه ی  حسی، کوتاه مدت و بلند مدت درگیر هستند. فرایند یادگیری از حافظه حسی شروع، در حافظه فعال یا کوتاه مدت تداوم و در حافظه بلند مدت پایدار می گردد؛ زمانی یادگیری کامل می شود و ما می توانیم بگوییم یادگیری به طور کامل اتفاق افتاده است که مطالب از حافظه حسی ، کوتاه مدت عبور می کند و در حافظه بلند مدت با مطلب قبلی ترکیب می شود و مطلب جدید، جزئی از ساختار ذهنی فرد می شود. 

  حافظه ی  حسی

زمانی که ما شروع به مطالعه می کنیم کتاب درسی را جلوی خود می گذاریم و شروع به خواندن می کنیم. اطلاعات از طریق حواس پنجگانه وارد حافظه ی  حسی می شوند. البته شایان ذکر است که نقش حواس مختلف در یادگیری مطالب درسی متفاوت است. نتایج مطالعات و تحقیقات نشان داده است که حواس مختلف نقش واحدی را در یادگیری ندارند. یافته  های پژوهشی بیانگر این است که در یک انسان به هنجار نقش حواس مختلف در یادگیری به شرح زیر است: 

- 75 درصد یادگیری از طریق کاربرد حس بینایی صورت می گیرد.

- 13 درصد یادگیری از طریق کاربرد حس شنوایی صورت می گیرد.

- 6 درصد یادگیری از طریق کاربرد حس لامسه صورت می گیرد.

- 3 درصد یادگیری از طریق کاربرد حس بویایی صورت می گیرد.

- 3 درصد یادگیری از طریق کاربرد حس چشایی صورت می گیرد.

با نگاه دقیقتر در ارقام بالا متوجه می شویم که قسمت زیادی از یادگیری در انسان از طریق حس بینایی صورت می گیرد این در حالی است که در بسیاری از موارد معلمان بر روش سخنرانی تأکید دارند حال آن که حس شنوایی فقط 13 درصد در یادگیری دانش آموزان نقش دارد. در کنار یافته  های پژوهشی فوق می توان گفت که تقریباً حـــدود 60  الـــی 90 درصـد وقت دانش آموزان صرف گوش دادن می شود. هم چنین دانش آموزان فقط حدود یک پنجم مطالب شنیداری را به خاطر می سپارند.

کلیه ی تجارب یادگیری به طور کلی در سه طبقه جای می گیرد که به ترتیب از پایین به بالا عبارتند از:

الف - تجارب مستقیم ، عینی و دست اول:

 نظیر بازدیدهای علمی که نسبت به نشانه های سمعی و بصری از عینیت بیش تری برخوردارند .

ب – نشانه ها ی سمعی و بصری:

نظیر استفاده از اسلاید و فیلم متحرک که نسبت به علائم و سمبل ها از عینیت بیشتری برخوردارند.

ج – علائم و سمبل ها:

 نظیر کلمات که از عینیت کمتری و ذهنیت بالاتری برخوردارند .

چنین پیشنهاد می کنند که در انتخاب تجارب یادگیری مناسب بهتر است حتی الامکان از طبقات پایین تر شروع کرده و کار انتخاب را به بالاترین طبقه ختم نمائیم.

در دو گروه استدلال فوق 1- بیش ترین تأکید بر حس بینایی در یادگیری و 2- بیش ترین تأکید بر تجارب مستقیم و عینی ما را به این مسئله رهنمون می سازد که به دانش آموزان توصیه کنیم در شروع یادگیری و هنگام ورود اطلاعات به حافظه حسی به ترتیب بر ابعاد بینایی، شنوایی، لامسه،  بویایی و چشایی تأکید کنند و سعی کنند از مطالب دیداری و تصاویر بیش ترین استفاده را بگیرند؛ چرا که در این حالت یادگیری سریع تر اتفاق می افتد و پایدارتر می شود و بازشناسی و بازخوانی آن سهل تر انجام می گیرد.

اطلاعات وارد شده به حافظه ی  حسی از طریق حواس به مدت کمی یعنی حدود یک ثانیه و حداکثر سه ثانیه در این حافظه نگهداری می شود و چون ظرفیت این حافظه نامحدود است، اطلاعات یا فراموش می شوند یا وارد حافظه ی  کوتاه مدت می شوند.

برخی از اطلاعات وارده شده به حافظه ی  حسی که مورد توجه قرار می گیرد، وارد حافظه ی  کوتاه مدت می شود بنابراین می توان گفت اولین عامل که موجب فراموشی در فرایند مطالعه و یادگیری می شود عدم دقت و توجه ی دانش آموز به مطالب درسی است. به عبارتی وقتی ما کتاب یا یک سی دی درسی را مقابل خود گذاشته و شروع به مطالعه می کنیم، مطالب درسی را می بینیم یا می شنویم که این مطالب درسی از طریق گیرنده های حس بینایی و شنوایی وارد حافظه ی  حسی می شوند حال اگر مطالب و موضوعات مورد توجه قرار بگیرند وارد حافظه ی  کوتاه مدت می شوند و در غیر این صورت فراموش می شوند.

توجه دقیق و عمیق، نخستین عامل مهم در یادگیری پایدار و بدون فراموشی است.

حافظه ی  کوتاه مدت یا فعال

بعد از شروع فرایند مطالعه و یادگیری اطلاعاتی که از طریق حواس پنجگانه وارد حافظه حسی می شوند و مورد توجه قرار می گیرند وارد حافظه ی  کوتاه مدت می شوند. در حافظه ی  کوتاه مدت اطلاعات به صورت رمز در می آیند که رمز صوتی یا شنیداری از رمزهای غالب در این حافظه است ولی این حافظه از رمزهای دیگری چون رمز معنایی و دیداری هم استفاده می کند.  مدت نگهداری اطلاعات در حافظه ی  کوتاه مدت یا فعال حداقل 15 ثانیه و حداکثر 30 ثانیه است که برای افزایش این مدت می توان از راهبرد تمرین و مرور استفاده کرد. راهبرد تمرین و مرور برای حفظ آن دسته از اطلاعات در حافظه ی  کوتاه مدت مناسب است که قصد استفاده ی آنی از آن را داریم اما برای یادگیری پایدار و جلوگیری از فراموشی باید از راهبرد تداعی مطالب جدید با مطالب قبلاً آموخته شده که در حافظه درازمدت موجود است، استفاده بکنیم.

 

دو دلیل عمده فراموشی اطلاعات از حافظه ی  کوتاه مدت:

الف- جانشینی:از آن جا که گنجایش حافظه کوتاه مدت محدود است، وقتی که این حافظه از اطلاعات پر شد، باید اطلاعات قبلی از آن خارج شود تا اطلاعات تازه، جای آن را بگیرد. به این پدیده، جانشینی اطلاعات می گویند .

ب - گذشت زمان:با گذشت زمان اطلاعات موجود در حافظه ی  کوتاه مدت به مرور ضعیف تر می شود تا جایی که به کلی محو می شود و اطلاعات فراموش شده از حافظه کوتاه مدت، به طور کامل از یاد می روند و برای دوباره زنده کردن آن ها هیچ راهی جز بازآموزی وجود ندارد. برای جلوگیری از فراموشی ناشی از جانشینی و گذشت زمان یا باید به معنی دار سازی یادگیری پرداخت یا از مطالب استفاده کرد. به دلیل این که استفاده از اطلاعات موردی و در زمان های مختلف متفاوت است، بهترین راه، یادگیری معنی دار است.

افزایش توان حافظه ی  کوتاه مدت با استفاده از عمل تقطیع:

هر چند گنجایش حافظه ی  کوتاه مدت محدود است می توان با استفاده از تدبیری که تقطیع نام دارد ظرفیت حافظه ی  کوتاه مدت را افزایش داد تقطیع عبارت از دسته بندی اطلاعات به واحدها یا قطعه های کوچکتر است.

برای مثال اگر بخواهیم این حروف «ا م ش ر ا د ه گ ن ا د خ» را چند ثانیه پس از دیدن از حفظ بگوییم قادر به انجام این کار نخواهیم بود زیرا تعداد آن ها 12 حرف است. برای افزایش ظرفیت حافظه و حفظ کردن این حروف می توان از عمل تقطیع «خدا نگهدار شما» استفاده کرد.

حافظه ی  بلند مدت

اطلاعات وارده به حافظه ی  بلند مدت هرگز از بین نمی رود و با فراهم بودن شرایط مناسب، همیشه قابل بازیابی (یادآوری) هستند. بنابراین در فرایند مطالعه و یادگیری نخست باید به مطالب درسی به دقت توجه کرد، در گام بعدی از آن ها استفاده کرد و با تمرین و تکرار، آن اطلاعات را فعال نگاه داشت تا اطلاعات از طریق تمرین و تکرار وارد حافظه ی  بلند مدت شود. عامل مهم در انتقال اطلاعات از حافظه ی  کوتاه مدت به حافظه ی  بلندمدت ایجاد نوعی تداعی یا رابطه بین اطلاعات جدید و اطلاعات قبلی موجود در حافظه ی  بلندمدت است. رمزگردانی مطالب درحافظه بلندمدت به طور عمده به صورت رمز معنایی انجام می گیرد و آنچه در ذخیره سازی یک مطلب در حافظه بلندمدت مهم است معنی آن مطلب، نه شکل ظاهری آن است.

علت فراموشی در حافظه ی  بلندمدت عدم امکان دسترسی ما به آن اطلاعات است. یعنی نشانه های بازیابی برای یادآوری اطلاعات مورد نیاز یا موجود نیست یا کافی نیست. این عامل برای همه ی  کسانی که در نظام آموزشی به عنوان دانش آموز مشغول تحصیل هستند آشنا است که همان پدیده ی معروف "برسرزبان بودن " است. چه بسیار برای ما اتفاق افتاده است زمانی که معلم سرکلاس از ما سئوال می کند یا در جلسه امتحان احساس می کنیم که مطلب به اصطلاح نوک زبان ما است ولی نمی توانیم آن مطلب را بازگو کنیم یا به خاطر آوریم . این مسئله در واقع نوعی فراموشی یا یادگیری ناقص است که علت اصلی آن این است که نشانه های بازیابی برای یادآوری اطلاعات مورد نیاز را نداریم. گاهی مواقع ممکن است اگر معلم یک کلمه را به ما بگوید ما کل پاسخ سئوال را بدهیم که این کلمه در واقع همان سرنخ است که دانش آموز را به مطالب درسی پیوند می دهد . پس با ایجاد نوعی ارتباط بین مطالب موجود در حافظه و مطالب جدید، دانش آموز می تواند یک نوع نشانه گذاری برای خود ایجاد کند که از مطالب آشنا به عنوان وسیله ی یادآوری مطالب ناآشنا استفاده کند.

در این نوع از حافظه اطلاعات از زمانی که وارد شد تا تمام طول عمر نگهداری می شود و گنجایش این حافظه بی نهایت است. اما بزرگ ترین محدودیت این نوع حافظه ی  غیرفعال بودن آن است که بازیابی اطلاعات را سخت و گاهی غیر ممکن می کند ؛ چرا که اطلاعات از حافظه ی  بلند مدت حذف نمی شوند بلکه ما نمی توانیم آن ها را بیابیم. از عوامل دیگر فراموشی در حافظه ی  بلندمدت عدم سازماندهی، نقص مطالب، روش های غلط بازیابی، تداخل و سرکوبی را می توان نام برد.

/ 0 نظر / 81 بازدید